توانایی های متافیزیکی

گزينه هاي گروه

آلبوم تصاوير

ويدئوها

هنوز هيچ ويدئويي اضافه نشده

رويدادها

هم اكنون هيچ رويدادي ايجاد نشده
توانایی های متافیزیکی
اطلاعات گروه
مجموعه:
نام:
توانایی های متافیزیکی
تاريخ ايجاد گروه:
شنبه, 05 شهریور 1390
ايجاد كننده:

جزئيات


با سلام خدمت همه دوستان این گروه رو ایجاد کردم تا در مورد بعضی تواناییهای متافیزیکی بیشتر اطلاعات کسب کنیم تواناییهایی مثل اینده نگری یا پیشگویی وسفر کالبد دوم به نقاط مختلف مکانی ودیدن وضعیت اون نقطه و تجربیات خروج از بدن و دیدن باطن افراد واشیاء و طی الارض و دیدن جن و روح و فرشته وارتباط با انها وجابجا کردن اجسام و ازاین فبیل تواناییها.اکثر این تواناییها با فعال شدن چاکرای اجنا وبعضی با فعال شدن چاکرای تاج بدست می ایدالبته بستگی به سطحی دارد که شخص در ان سطح قرار دارد.مثلا اگر کسی در سطح 3ودیگری در سطح 5 باشد وچاکرای اجنای هردو را باز کنیم کسی که در سطح 5 است چیزهای بیشتری میبیند


دوستان هرگونه اطلاعات علمی که در این موارد دارید رو لطفا بیان کنید که همه استفاده کنند.حتی اگر مطلبی رو مطمئن نستید نظر شخصیتون رو بنویسید.


اعلانات

جمعه, 13 آبان 1390 توسط mohamadshiyanfard

دوستان برای بررسی و مطالعه در این زمینه ابتدا لازم است با مباحث هاله شناسی و چاکراها اشنایی داشته باشید که برای این منظور میتوانید از کتاب های دکتر برازنده یا خلاصه انها که در همین سایت موجود است استفاده کنید یا  خوداموز هاله شناسی را که اندکی کاملتر است مطالعه فرمایید.

دانلود خوداموز هاله شناسی اقای صیاد:

http://online3378.web44.net/hale-darmani1.zip

همچنین اگر امکان دانلودکردن ندارید میتوانید ان را در گروه هاله درمانی و بیداری نیروهای درونی مطالعه فرمایید

برای مطالعه خلاصه ای از کتابهای دکتر برازنده نیز میتوانید در قسمت مقالات سایت بخش هاله شناسی را مطالعه فرمایید

جمعه, 13 آبان 1390 توسط mohamadshiyanfard

گفتگو

سلام به همه و دوست خوبم آتنا خانم یک پیشنهاد دارم و این هست که کتاب سفر روح نوشته دکتر مایکل نیوتن را مطالعه کند وفکر می کنم جواب را در این کتاب پیدا می کنید ممنونم
آخرين پاسخ توسط Babak در شنبه, 08 بهمن 1390
سلام دوستان والا ما هم موندیم توش و تشنه اطلاعاتیم مقاله ای چیزی گیر اوردین لطفا بزارید پیشاپیش ممنونم
آخرين پاسخ توسط Babak در شنبه, 08 بهمن 1390

ديوار

mohamadshiyanfard
ممنون اقا محسن جالب بود
136 روز پيش
 
محسن
دو خاطره شگفت انگیز از زندگی پر حادثه قوام السلطنه
قوام السلطنه به کلنل محمد تقی خان گفت من می دانم که به دست تو توقیف خواهم شد.

در سلطنت مظفرالدین شاه یک روز میرزا نصراله خان مشیرالدوله (پدر مرحوم موتمن الملک و مشیرالدوله) من و دو نفر دیگر از درباریها را به باغ خودش در شمیران دعوت کرد که ناهار هم مهمان او باشیم. مشیرالدوله به ما گفته بود علت دعوت اینست می خواهم مردی را به شما نشان دهم که دیدن او برای شما بسیار تعجب آور خواهد بود به شرط آنکه مزاحم او نشوید و احترام مقام علمی او را کاملاً رعایت کنید.
نظر مشیرالدوله در این تذکر متوجه یکی از درباریها بود که غالباً نسبت به اشخاصی که سر و لباسی مرتبی نداشتند خشن و بی اعتنا بود. به هر حال به باغ میرزا نصراله خان رفتیم عصر ه شد مردی کلاه نمدی از در باغ وارد شد که حدس زدم باغبان یا دهاتی است ولی وقتی سر و کله اش پیدا شد مشیرالدوله چندان سریع و پابک از جا برخاست و با عجله به استقبال رفت و ابراز تواضع کرد که ما هم ناچار ابراز ادب کردیم. مرد کلاه نمدی آمد نشست. ته ریش داشت ولی کمی که دقت کردیم دیدم از قیافه اش پیداست که یک مرد عادی نیست. صحبت از این در و آن در شد مشیرالدوله خیلی ماهرانه مقدمه چینی کرده گفت برای آنکه به چشم خودتان ببینید کسانی که اهل معنویت هستند می توانند به چه مقامی برسند از آقا خواهش می کنم به هر یک از شما بگویند چه نیتی دارید. چه چیز در جیب دارید حتی اینکه ممکن است عبارت کاغذهایی را که در جیب شما است از حفظ بخوانند.

پای امتحان پیش آمد نشانی یکایک اشیایی که در جیب من بود داد رفتم گوشه باغ میان چند ورق کاغذ که توی جیبم بود کاغذی را انتخاب کردم این کاغذ محرمانه ای بود که برادرم همان روز برای من فرستاده بود و یقین داشتم که هیچ کس آن را ندیده است. کاغذ را جدا کردم و لای کیف کوچکی که در جیبم بود گذاشتم و خدمت آقا برگشتم آقا به خواهش مشیرالدوله قبول کرد بگوید متن کاغذ چیست. گفت قلم و کاغذ بردارید و بنویسید من آماده نوشتن شدم. آقا سر به زیر انداخت و کمی به فکر فرو رفت به حال خلسه و مراقبه افتاد و آرام آرام شروع به دیکته کردن نمود عبارات متن کاغذ را دیکته کرد درست مثل این بود که اصلاً کاغذ جلوی چشم اوست و از روی همان کاغذ مشغول خواندن است. حیرت آورتر از همه این بود که وقتی به اول سطر می رسید می گفت از اول سطر بنویسید. وقتی این دیکته کردن عجیب تمام شد اصل کاغذ را بیرون آوردم نه فقط یک کلمه کم یا زیاد نبود بلکه کلمه اول هر سطر درست مطابق متن اصلی کاغذ بود مثل اینکه یک مطلب را روی کاغذ کپی کرده باشند. آقا خیلی چیزها نمایش داد. تقاضا کردیم مشیرالدوله اسم آقا و آدرس ایشان را به ما بگوید که بعد حضورشان شرفیاب شویم قبول نکرد. گویا قبلاً خود آقا شرط کرده بود مشیرالدوله او را معرفی نکند. از خود آقا خواهش کردیم جواب داد مردی قلندر و جهانگرد هستم (از لهجه آقا حدس زدیم احتماً اهل کرمان یا فارس بوده است) قوام السلطنه گفت من خواستم زرنگی کنم به عنوان قضای حاجت به روشوئی رفتن کاغذ مختصری نوشتم به یکی از نوکرها که همراه بود دستور دادم وقتی آقا رفت او را تعقیب کند و منزلش را یاد بگیرد. ولی خیلی مراقب باشد خود آقا یا کس دیگر به هیچ وجه متوجه نگردد.

قصد داشتم کاغذ را چند دقیقه بعد در فرصت مناسب به نوکرم بدهم اما می دانید چه شد؟ قوام در اینجا خندید و گفت وقتی پیش حضار برگشتم آقا نگاهی ملامت بار به من کرد و گفت قرار نبود از کارها بکنید. این چه کاغذی بود که نوشتید!! خیلی خجالت کشیدم عذر خواستم و گفتم این غفلت از فرط علاقه به آشنایی و معاشرت با جنابعالی بود. آقا گفت حتی خود مشیرالدوله هم اسم من را نمی داند. آدم گمنامی هستم و نام و نشانی ندارم و فردا هم از تهران شما می روم اما تهران شما روز به روز به طرف بدبختی می رود و هر روز از روز قبل بدتر است. این را گفت و رفت و دیگر کسی از او اثری ندید.

قوام السلطنه گفت ماجری مشهد هم کمتر از باغ مشیرالدوله نبود. موقعی که والی خراسان بودم تقریباً چهار ماه قبل از واقعه کودتا روزی یکی از محترمین خراسان به من گفت از آقا میرزا محمودخان تقاضا کردم بیاید پیش ما و در یک جلسه خصوصی خلوت سرنوشت آینده شما را استخراج کند و به شما بگوید. من که آن داستان باغ مشیرالدوله را به خاطر داشتم استقبال کردم و روزی را برای ملاقات میرزا محمودخان تعیین نمودم که به اتفاق آن شخص آمد. مردی بود تقریباً شصت ساله. میرزا محمودخان پس از آنکه زایچه (ساعت تولد) من را گرفت و مطالعه کرد قرار شد دو سه روز بعد پیشگویی خود را بیاورد و به من بدهد ولی برای آنکه من به حرفهای او مطمئن و معتقد شوم گفت امشب وقتی کسی غیر از شما در اطاق نیست چیز کوچکی مثلاً یک سکه پول را زیر فرش بگذارید من فردا می آیم از روی علم رمل محل آن را کشف می کنم و به شما نشان می دهم.

من آن شب شخصاً یک سکه خیلی کوچک نقره (ربعی) که آن ایام هنوز متداول بود در وسط اطاق زیر فرش گذاشتم روز بعد میرزا محمودخان از روی علم رمل محل قطعی و دقیق سکه را پیدا کرد و نشان داد که خیلی تعجب کردم. بعد هم گفت نه چشم بندی است نه معجزه و کرامت فقط علم است و علم منتها این روزها کمتر کسی به این علوم آشنایی کامل دارد. چند روز بعد آمد و سرنوشت اینده من را تا پانزده سال که استخراج و روی کاغذ یادداشت کرده بود برای من آورد. باور کنید کلیه حوادث مهم آینده را از توقیف شدن در مشهد، حبس در تهران و نخست زیر شدن پس از زندان، سقوط کابینه، و نخست وزیری مجدد، تبعید به اروپا یکایک را با قید تاریخ روی کاغذ یادداشت کرده بود که تمام آنها درست درآمد. وقتی آقا سید ضیاءالدین نخست وزیر شد به کلنل محمد تقی خان گفتم اگر از تهران دستور بدهند من را توقیف کنید آیا قبول خواهید کرد. کلنل گفت اگر چنین روزی برسد استعفا می کنم و حاضر به توقیف شما نیستم اما من لبخندی زدم و گفتم ولی مطمئن باشید که شما من را توقیف خواهید کرد. قوام گفت همان روز که میرزا محمودخان پیش من بود رئیس ایل شادلوی قوچان دو اسب خیلی خوب برای من فرستاده بود که اسبهای خیلی خوبی بودند. میرزا محمودخان گفت اگر به این اسبها علاقه دارید آنها را همین حالا بفرستید تهران چون اگر اینجا باشند چهار ماه دیگر این اسبها را هم مثل اسبهای دیگرتان ضبط و مصادره خواهند کرد. همین طور شد و آن دو اسب را نیز به امر کلنل محمد تقی خان با اسبهای دیگر مصادره کردند و بردند. نقل از خواندنیها، شماره ۹۰ سال پانزدهم (مجله اطلاعات هفتگی) (سه شنبه دهم مرداد ماه ۱۳۳۴ مطابق ۱۳ ذیحجه، دوم اوت ۱۹۵۶).

http://www.bineshmavara.com

137 روز پيش
 
محسن
آدم عجیبی که از همه چیز خبر دارد.
عجیب ترین مرد امروز جهان شخصی است به نام پتر هورکوش که دارای بزرگترین نیروهای مکتوم در روان انسانی است. پتر هورکوش به فاصله یک ماه از گمنامی به منتهای درجه اشتهار و معروفیت رسیده است این مردم قادر است که از فواصل بسیار دور اشیاء و اشخاص را مشاهده کند در حالی که با چشمهای بسته در یک اطاق نشسته باشد. پتر هورکوش از اهالی هلند است. شغل سابق او تخم گل فروشی بود. یک روز موقعی که در باغچه خود مشغول بکار بود ناگهان دریافت که چشمهای او مثل اینکه زیر زمین را مشاهده می کند و می بیند که آنجا یک شیئی آهنی مدفون است. پتر برای آزمایش خود زمین را حفر کرد و در عمق هشت متری یک عدد شمشیر کهنه یافت. این کشف چنان حال او را تغییر داد که از همانجا یکسره به اطاق خود رفت و مدت چهار روز ابداً از آنجا خارج نشد بعد از چهار روز وقتی که در را بروی خانواده خود باز کرد همه دریافتند که پتر شخص تازه ای شده است. بزودی در تمام شهر و سپس در تمام خاک امپراطوری شهرت یافت که پتر هورکوش نیروی عجیبی و مخصوصی شبیه به رادار دارد. انجمن تحقیقات علمی و آکادمی امپراطوری هلند مأمور تحقق و مطاله در اطراف این شایعه گردید ولی بزودی پس از چند آزمایش گوناگون که از پتر به عمل آمد تمام علما به اتفاق آرا تصدیق و قبول کردند که پتر دارای نیروی فوق العاده و بی سابقه ایست که تا به حال نظیر آن دیده نشده است. یکی از آزمایشهایی که از پتر شد این بود که از او خواستند که تعیین کند در جعبه جواهرات ملکه چه اشیایی و به چه صورتی وجود دارد. پتر مانند آن که عکس برداشته باشد جزئیات را شرح داد ولی البته چون هنوز در مراحل اولیه تکوین نیروی خود بود دچار حالت بدی شبیه به اغماء شد. بار دیگر به پتر گفتند که جای فعلی کودک یکساله ای را که مدت چهار ماه است مفقود شده است تعیین کند. پتر با در دست گرفتن عکس کودک به فاصله ده دقیقه گفت که این طفل مرده است و قبر او هم یکی از باتلاقهای نزدیک دریاچه است و پس از آنکه به آنجا رفته و با وسائلی در باتلاق جستجو کردند جسد طفل را یافتند.

پتر هورکوش امروز لقب (رادار انسان) را گرفته است و از تمام نقاط مردم برای دیدن او هجوم می آورند ولی پتر اعلام کرده است که نیروی خود را جز در راه خیر و صلاح بشر بکار نخواهد انداخت و هرگز به خواهش و فشار هیچ کس حاضر نخواهد شد که نیروی پاک و خداوندی خود را در راههای بدست آوردن پول و غیره آلوده و ناپاک سازد. (خواندنیها)

http://www.bineshmavara.com

137 روز پيش
 
محسن


دنیای اسرارامیز خواب
چگونه محل حفظ بخش گمشده کتاب دانته در عالم رؤیا افشا شد؟

در میان این قبیل مثالها معروفتر وعجیب تر پیدا شدن ناگهانی مخفیگاه بخشی از کتاب کمدی الهی نوشته دانته است

که پس از سالها عامل ناشناختـه و مرموز “ناخـوداگـاه” آنرا ظاهراً توسط روح نویسنـده در عالم خواب به فرزند او

ژاکویو نشان میدهد. ماجرا از این قرار است که انجمن تحقیقات روحی لندن ضمن گزارشهایی که در زمینه این گونه
رؤیاها تهیه کرده نمونه جالبی را ارائه میدهد که مربوط به فقـدان ۱۳ قسمت از کتاب “بهشـت” کمدی الهی شاعر و

نویسنده شهیر ایتالیایی دانته است.

میدانیم که دانته کتاب کمدی الهی را در ۳ جلد به نامهای دوزخ و برزخ و بهشت نوشت. پس از انکه دانته دار فانی

را وداع گفت متوجه شدند که ۱۳ بند از کتاب بهشت مفقود شده واثری از آن باقی نمانده است بعد از جستجوی زیاد

سر انجام به این نتیجه رسیدند که اصولاً شاعر موفق به اتمام این بخش از کتاب نشده است دوستان و فرزندان دانته

پس از فعالـیتهای زیادی که برای یافتن قسمتهای گمشـده به عمل آوردند کارشان به جایی نرسید در صدد برآمدند که

موضوع را به فراموشی بسپارند لـکن یکی از آنها به نام ژاکویو که از فرزندان شاعر بود تصمیم گرفت به هر قیمت

شده کتاب را کامل کند تا این اثـر بزرگ وجاودانی پدرش ناقص نمانـد. امـا ایا چه کسی بود که پس از دانتـه به خـود

جرأت میداد که ان ۱۳ قسمت از کتاب را به جای او بنویـسـد.مشکل هنوز باقی بود و ژاکوئی با علاقه مندی عجیـبی

قـصـد داشـت تصمیـمی را که گرفتـه بود عملی کـنـد. در همیـن احوال یک شـب او به خواب رفت و در عالم رؤیا پدر

خودش یـعـنی دانته را دیـد کـه لباسی ژنده و فرسـوده به تـن دارد امـا چهره اش نورانی و با صفاست ژاکویو از پدر

پرسید مگر تو زنده ایی؟دانته در جواب گفت:آری اما نه مثل شما ما برای خودمان زندگی خاصی داریم ژاکویو گفت:

حال که زنده هستی به من بگو آن ۱۳ قسمت ازکتاب کمدی الهی را نوشتی؟یا ناقـص مانـده است؟دانته گفت البته که

نوشته ام کتاب من کامـل است. ژاکویو گفت : پس آن ۱۳قسمـت از کتاب کجاسـت ؟ ما هر چـه جستجـو میکـنیـم آنرا

نمی یابیم. دانته در عالم رؤیا دست فرزند را گرفت و گفت با من بیا تا مخفیگاه آن ۱۳ قـسمـت را به تو نشان دهم و

و بعد حرکت کرد وبه اطاقی رفت که قبل از مرگ شبها معمولاً در آن اطاق میخوابید.دانته در آن اطلق به سوی یکی

از دیوارها پیش رفت و همین که مقابل ان رسید دستش را بع دیوار کشید گفت : اینجاست آن موقع ژاکویو مضطرب

از خواب بیدار شـد واحساس کرد شب از نیمه گـذشته اسـت با وجود این فـوراً لـباس پوشـید و راه منزل پیر جردانـو

دوست قدیمی پدرش را گه هنوز زنده بود در پیش گرفت جوردانـو از اینکه فرزند دوسـتش نا بهنگام او را از خواب

بیدلـر کرده ناراحـت شـد و همین که شرح رویای ژاکـویو را شنـیـد او هم لباس پوشید وگفت همین امشب باید سراغ

خانه ایی که پدرت در ان فوت کرده برویم و مخفیگاه بخشهای گمشده کتاب را پیدا کنیم . شب دیروقت بود اما ان دو

با شوق و شور فراوانی به راه افتادنـد و به خانه سابق دانته که اکـنون در اخـتـیار دیگری بود رفتند .صاحبخانـه به

به محض شنیدن ماجرا موافقت کرد که انها به خوابگاه قبلی دانته بروند وجستجوی خود را اغاز کنند. روی دیواری

که دانـته برونـد وجستـجوی خود را آغاز کنند. روی دیواری که دانـته در عالم رؤیا به فرزندش نـشان داده بود یـک

قاب عکس کهنه جلب توجه میکرد.ژاکویو با عجله قاب عکس را به کنار زد و پشت آن دریچه ایی ظاهر شد که قبلاً

آن را ندیده بودند فوراً دریچه را گشودنـد و حفره ایی را در دیوار به نظر آوردنـد وبعد از تمیز کردن ناگـهان متوجـه

شدند تـمام ۱۳قسمت گـمشده کتاب را یافـتند. به راستی حیرت آور بود تـمام نوشته ها به خط دانـتـه بود و حـتی یک

سطر از انچه باید باشد کمتر یا بیشتر نبود .

بازهم ناخود اگاه در عالم خواب خدمتی برای جامعه بشریت انجام میداد و بدین وسیله نقص یکی از

بزرگترین آثار ادبی را بر طرف میکرد شاید باز هم باید بگوییم چرا؟

http://www.bineshmavara.com

137 روز پيش
 
mohamadshiyanfard
با سلام به همه دوستان.
یک سوال مهم:
ایا تا کنون روش یا وسیله ای برای اندازه گیری انرژی موجوداست؟
از همه دوستان تقاضا میشود هرگونه اطلاعاتی در این زمینه دارند ما را هم بهره مندکنند.مخصوصا استاد عزیز
138 روز پيش
 
mohamadshiyanfard
من خودم کاملا تاثیری که نمازهای با حضور قلب بر هاله و زندگیم میذاره رو حس میکنم.اما یک نمودار سینوسی داره یعنی مثلا چندین روز تو حس خوبی هستی و نمازات یکی از یکی بهتر میخونی و بعد دوباره چند وقت اون حس رو از دست میدی و کیفیتش کمی پایین میاد.در کل انگار وقتی انسان در یاد خداست از خود خدا انرژِی دریافت میکنه و حس پاکی و تمیزی و نورانی بهش دست میده.
144 روز پيش
 
قدرت فر (مدیر سایت)
آمار بیش از سیصد مورد مطالعات مستند نشانی می دهد که نیایش تأثیر شایانی بر شفای کالبد جسمانی ما میگذارد. محققان نیز می دانند که داروهای آرامبخش و نیز اندیشه های امیدبخش چنین نتیجه ای را در پی ندارد. این در حالی است که بسیاری از مطالعات شامل مواردی هستند که اصلاً نمی دانند مورد دعای خیر دیگران هستند؛ این مورد شامل مطالعاتی است که در آن نیایش تأثیرات مثبت را بر گیاهان و کودکان خردسال نشان می دهد، که اگر چه احساس می کنند، اما بطور آگاهانه نمی دانند که مورد دعاهای متعالی هستند.
144 روز پيش
 
mohamadshiyanfard
خط خطییییییییییییییییییییییییییی
خط خطیییییییییییییییییی بازم خط خطیییی
بازم خط خطیی
خطهای درهم..............
همینجوری خواستم یه کاری کرده باشم که بیکار نباشم و روی دیوار گروهم خط خطی کنم خیلی حال میده به همتون توصیه میکنم خط خطی کنید(این جمله رو از خود استاد قدرت فر یاد گرفتم)موقع خط خطی کردن میتونید یه موزیک لایت هم گوش کنید.راستی گفتم موزیک.باید یه تحقیق در باره چگونگی تاثیر موزیک برهاله انجام بدم.
145 روز پيش
 
atena
سلام
تمام حرفها درسته
(چیزی که میگم از تجربه شخصی خودم هست و هیچ منبع خاطی نداره )
خیلی آفراد معدودی تجربه متافیزیکی درستی دارن چون ضمیر انسان خیلی بازیگوشه و بعضی وقتها گولمون میزنه نمیخوام گیجتون کنم.
مثل پروانه ای که دور لامپ پرواز میکنه و فکر میکنه لامپ خورشیده.
انرژی های زیادی در فضای اطراف ما هست پارسال شنیده بودم دانشمندان دارن تلاش میکنن در مکانهای خاص صداهای گذشتگان رو دوباره از فضای اطراف جمع کنند

204 روز پيش
 
mohamadshiyanfard
با سپاس به زودی سعی میشود تا برای بعضی از تواناییها یک گفتگو ایجاد شده و مورد بررسی قرار گیرد و همچنین یکی از هدفهای گروه این است که روز به روز مطالب تخصصی تر شود
263 روز پيش
 

گفتگوی زنده

jNews Module


شرف شمس
خبرنامه


برای مشاهده بهتر این سایت از مرورگر قدرتمند فایرفکس استفاده کنید