فرا درمانی

گزينه هاي گروه

آلبوم تصاوير

هنوز آلبومي ايجاد نشده.

ويدئوها

عرفان کیهانی در 20:30 02:13
153 بازديد
2011-08-23 11:40:01
The honorary doctorate to Mohammad Ali Taheri 00:42
179 بازديد
2011-05-08 13:59:31

رويدادها

هم اكنون هيچ رويدادي ايجاد نشده
فرا درمانی
اطلاعات گروه
نام:
فرا درمانی
تاريخ ايجاد گروه:
يكشنبه, 18 ارديبهشت 1390
ايجاد كننده:

جزئيات

فرادرمانی و سایمنتولوژی، دوشاخه شناخته شده‌ی طب مکمل در ایران با سی سال پیشینه ی تجربی و ده سال آموزش عمومی و تخصصی در ایران وجهان است که در مورد تاثیرات آن بر درمان بیماری‌ها سه سال پژوهش در مجامع علمی ایران وجهان انجام شده است.
استاد محمد علی طاهری بنیانگذار طب مکمل فرادرمانی و سایمنتولوژی تا کنون گواهی نامه ی نشان طلا برای نبوغ در اختراع و پایه گذاری طب مکمل ایرانی ” فرادرمانی ” از جشنواره‌ی بین المللی آکادمی مخترعان و مبتکران در کره جنوبی ، نشان شایستگی علمی و پژوهشی نشان طلا، جام زرین و درجه‌ی آفیسری از جشنواره ی اختراعات و نوآوری‌های اروپا، نشان طلا، جام زرین و هدیه ویژه ی وزارت آموزش و پژوهش رومانی، سه دکترای افتخاری جامعه‌ی بین المللی پزشکی روسیه برای نوآوری درفناوری‌های نوین درمانی، ابداع روش‌های متعدد درمانی ونوآوری در بازپروری، دکترای افتخاری عرفان از آکادمی بین المللی اکوانرژی جمهوری آذربایجان ، دکترای افتخاری طب مکمل ازآکادمی بین المللی اکوانرژی جمهوری آذربایجان ودکترای افتخاری طب مکمل از دانشگاه پزشکی سنتی ارمنستان را دریافت کرده اند .
هفت شماره‌ی ویژه ازمجله‌ی “دانش پزشکی ” با مدیریت مسئولی دکتر سید شهاب الدین صدر، رییس سازمان نظام پزشکی ایران به گزارش های مستند پزشکی بیمارانی که بااین دو روش درمان شده‌اند اختصاص یافته است. پزشکان فرادرمانگر و سایمنتولوژیست تا کنون ده‌ها تحقیق پزشکی را به انجام رسانده و در ده‌ها سمینار پزشکی شرکت جسته‌اند. طی سال‌های 1387 و 1388 این دوشاخه‌ی طب مکمل توسط بنیان‌گذار آن در دانشگاه‌های علوم پزشکی تهران و علوم پزشکی ایران تدریس شد و صدهاهزار نفر مدرک آن را از این دو دانشگاه دریافت کردند.و تاکنون در سال 1390 حداقل پنج میلیون نفر در ایران از روش فرادرمانی بهره می‌برند.

اعلانات

دوشنبه, 02 خرداد 1390 توسط hatamtv

می‌توان بحث هوشمندی و اتصال جزء و کل را با یک مثال دیگر باز کرد. هرگاه بین اجزای شعوری وجود انسان پیوندی با شعور کل برقرار شود همانند این است که شعور ذهن به سایت کارخانه سازنده وصل گردد تا به روز شده و قابلیتهایی را در اختیار آن قرار دهد ،طبق این فرضیه بدن انسان سیستم ناقصی است و بسیاری از برنامه‌های طراحی شده برای آن، بالقوه می باشد و بالفعل نیست ما جزیی هستیم که با کل معنا می‌گیریم. هوشمندی به مثابه همان اینترنت کیهانی است که با اتصال به آن بسیاری از توانایی های بالقوه، به بالفعل تبدیل می شود. فرادرمانی بر اساس اتصال این هوشمندی جزء و کل از طریق یک «نظر» که در عرفان تعریف می شود، کار درمانی را انجام می‌دهد.
لازم به ذکر است درمان و بهبودی، شامل کلیه ی برنامه های عیب یابی، بهبود و ترمیم سلول، عضو مربوطه و ... است که در «اینترنت کیهانی» وجود دارد و همان گونه که ذکر شد، از آن جا که برنامه نرم افزاری همه ی اجزای هستی در این اینترنت با عظمت کیهانی موجود است، آن را « شبکه شعور کیهانی» نامیده ایم. بنابراین، برای «اینترنت کیهانی» فرقی ندارد که سلول متعلق به انسان، حیوان و یا گیاه باشد و از طریق آن، حتی تاثیر بر روی مولکول ها و میکروارگانیزم ها نیز امکان پذیر است.
دو طب مکمل ایرانی «فرادرمانی» و «سایمنتولوژی» از دستاورد های کار با «اینترنت کیهانی» هستند که در آن ها انسان، حیوان یا گیاه بیمار به عنوان یک کاربر به آن متصل شده و برنامه های عیب یابی، ترمیم و ... را دریافت می کند و به دنبال آن درمان تحقق می یابد. در این روش درمانی، درمان حیوان و گیاه نیز از طریق انسان و با به کارگیری امکانات اینترنت کیهانی انجام می شود و این تجربه ی کار با «شبکه ی شعور کیهانی» نشان می دهد که کیهان موجودی است یک پارچه، زنده و هدفمند.



شبکه شعور کیهانی

ماده و انرژی و یا به عبارت دیگر ساختار جهان هستی، از حرکت آفریده شده است، از این رو جلوه های گوناگون آن نیز ناشی از حرکت است. از آنجایی که هر حرکتی نیاز به محرک و عامل جهت دهنده اولیه دارد، لذا این عامل، آگاهی و یا هوشمندی حاکم بر جهان هستی می باشد که آن را "شبکه شعور کیهانی" می نامیم. بنابراین جهان هستی در اصل از آگاهی آفریده شده است.
نظر به اینکه آگاهی نه ماده است و نه انرژی، بنابراین بعد زمان و مکان بر آن نیز حاکم نبوده و درمان به کمک این شبکه از راه دور و نزدیک امکان‌پذیر است. همچنین فاقد کمیت بوده و قابل اندازه‌گیری نیست و همان گونه که ذکر شد، فقط با ایجاد انگیزش‌هایی در بدن بیمار، نقطه اثر آن آشکار می‌شود. بنابراین، درمانگر نمی‌تواند از بابت قدرت آن، چیزی را به خود نسبت دهد.
در این شاخه‌ درمانی، بیمار توسط فرادرمانگر به شبکه شعور کیهانی متصل شده و ضمن ارایه اطلاعاتی از نحوه اتصال خود، از طریق گرم شدن، سرد شدن، درد گرفتن، تیر کشیدن، ضربان زدن، تشنج و ... اعضای معیوب و تنش‌دار بدن او مشخص شده و با حذف علایم، روند درمان آغاز می‌شود. نام فرادرمانی نیز از آنجا بر روی این شاخه گذارده شده است که از نوعی نگرش به نام فراکل نگری ناشی شده است. در این نگرش به انسان، به وسعت و عظمت جهان هستی نگاه می‌شود نه صرفاً مشتی گوشت و پوست و استخوان. در این نگرش، انسان مجموعه‌ای است از جسم، روان، ذهن و کالبدهای متعدد دیگر، مبدل‌های انرژی مختلف (چاکراها) کانال‌های محدود و مسدود انرژی (کانال‌های مطروحه در طب سوزنی)، حوزه‌های مختلف انرژی پولاریتی بدن، حوزه‌ی بیوپلاسما، شعور سلولی، فرکانس مولکولی... و بی‌نهایت اجزای تشکیل دهنده‌ی ناشناخته‌ دیگر. در این مکتب برای درمان انسان، به همه‌ی اجزای وجودی او توجه شده و کل وجود، به طور همزمان در ارتباط با شبکه شعور کیهانی قرار می‌گیرد تا با صلاحدید و هوشمندی آن، نسبت به رفع اختلال در اجزای مختلف، کارهای فرادرمانی لازم، توسط شبکه روی بیمار صورت گرفته و مراحل درمان را طی کند.



جهان تک ساختاري

اصل وحدت ساختاري: جهان هستي يک ساختار بيشتر ندارد و همه‌ي اجزاي آن از شعور و هوشمندي آفريده شده است. مطالب زير نشان خواهد داد که: ماده و انرژي در ميدان شعوري شکل گرفته و بدون وجود چنين ميداني، هيچ گونه انرژي‌ اي نمي‌تواند وجود داشته باشد. (ماده خود انرژي متراکم است) لذا جهان هستي يک ساختار بيشتر ندارد و آن ها را که انسان به عنوان ابعاد مي‌شناسد، (مانند فضاي سه بعدي و زمان) همگي در اين ميدان شعوري است که معنا پيدا مي‌کنند و در اين ميدان شکل گرفته و ايجاد شده‌اند.
اکنون اين شعور و هوشمندي (شبکه‌ي شعور کيهاني) را از نقطه‌ نظر تئوري بررسي نموده و به همين منظور بحثي به نام "سکه‌ي وجودي" را مطرح مي‌نماييم، تا در خلال اين بحث بتوانيم هوشمندي حاکم بر جهان هستي را اثبات کنيم: وجود هر چيزي را درعالم هستي، مانند سکه‌اي در نظر مي‌گيريم که دو رو دارد: "واقعيت وجودي" و "حقيقت وجودي".

http://www.uploadfa.net/forblog/uploads/1375425995.jpg


واقعيت وجودي

واقعيت وجودي هر چيزي، به ما نشان مي‌دهد که آن چيز وجود دارد، واقع شده، اتفاق افتاده و حادث شده است؛ بدون اين که علت، چگونگي و نحوه‌ي وقوع آن، اهميتي داشته باشد. اين بخش از وجود، يا قابل مشاهده است، يا اثر خود را روي محيط مي‌گذارد، يا قابل ثبت و ضبط و اندازه‌گيري بوده و يا ممکن است چند مشخصه از مشخصات فوق را داشته باشد. براي مثال، وجود يک تکه سنگ واقعيت دارد چراکه آن سنگ حادث شده و به وجود آمده است؛ چه نحوه‌ي به وجود آمدن آن را بدانيم و چه ندانيم. بعضي چيزها را هم ممكن است كه نبينيم و حسي روي آن نداشته باشيم ولي واقعيت داشته باشند. مثلاً، اشعه‌ي مادون قرمز واقعيت دارد، هر چند که نمي‌توانيم آن را ببينيم و يا لمس کنيم، اما قادر هستيم آن را با تجهيزاتي اندازه‌گيري نماييم؛ حتي مورد بهره‌برداري عملي قرار دهيم.


حقيقت وجودي

حقيقت وجودي، موضوع‌هايي را در مورد واقعيت وجودي مورد بحث و گفتگو قرار مي‌دهد که عبارتند از:
1_ علت وجودي و نحوه‌ي وقوع براي مثال، يک تکه سنگ چگونه به وجود آمده است؟ و يا جهان هستي چرا پيدايش يافته است؟
2_ طرح وجودي و مسايل پشت پرده‌ي واقعيت وجودي هر واقعيتي به دنبال طرح و نقشه‌اي مي‌بايستي اتفاق افتاده باشد و با بررسي مسايل پشت پرده‌ي هر واقعيتي، مي‌توان با طرح و نقشه‌ي وجودي آن واقعيت مواجه شده و آن را مورد مطالعه قرار داد. مثلاً، انسان چرا و به چه منظوري به وجود آمده است؟ و يا فلسفه‌ي خلقت جهان هستي چيست؟
3_ کيفيت وجودي هر پديده حقيقت وجودي، چگونگي و کيفيت وجودي يک واقعيت را زير ذره‌بين قرار داده آن را مورد بررسي قرار مي‌دهد و اين که آيا اصولاً چيزي وجود خارجي داشته و يا اين که مجازي مي‌باشد؟ براي نمونه، در مورد تصوير يک شي در آينه، حقيقت وجودي به ما مي‌گويد که تصوير آن شي، واقعيت وجودي داشته و در آينه واقع شده است؛ ولي حقيقت وجودي ندارد زيرا مجازي است. پس چيزهايي مي‌تواند در عالم هستي واقعيت داشته و واقع شده باشند، اما از حقيقت وجودي برخوردار نباشند.
حال جهت شناخت "شبکه‌ي شعور کيهاني" لازم است واقعيت و حقيقت وجودي جهان هستي را مورد بررسي دقيق‌تري قرار بدهيم: فرض کنيد مطابق شکل (الف 2) تيغه‌اي داريم که مي‌تواند حول محور وسط آن بچرخد. حال سوال مي‌کنيم: آيا اين تيغه در حالت ثابت واقعيت وجودي دارد يا خير؟

http://www.uploadfa.net/forblog/uploads/1401175067.jpg

شکل الف 2                                              شکل ب 2


پاسخ اين سؤال مثبت است، زيرا اين تيغه حادث شده و واقعيت دارد. حال اگر مطابق شکل (ب2) اين تيغه را حول محور آن به سرعت به چرخش درآوريم، آنچه را که مشاهده مي‌کنيم، استوانه‌اي است که قطر قاعده‌ي آن، قطر تيغه و ارتفاع آن، ضخامت تيغه خواهد بود (شکل3)

http://www.uploadfa.net/forblog/uploads/1370781682.jpg

شکل شماره 3


اکنون اگر سؤال شود که "آيا اين استوانه واقعيت دارد؟" جواب ما به اين پرسش مثبت خواهد بود زيرا اين استوانه حادث شده و به وجود آمده است، بنابراين واقعيت دارد.
اگر سؤال شود که: "آيا اين استوانه، حقيقت نيز دارد؟" جواب به آن منفي است، زيرا چنين استوانه‌اي وجود خارجي نداشته و هر زمان که تيغه را از حرکت باز داريم، استوانه ناپديد مي‌شود. بنابراين استوانه يک حجم مجازي و ناشي از حرکت تيغه است، لذا درست است که اين استوانه واقعيت دارد، ولي فاقد حقيقت وجودي است.
در ادامه به دنبال اين مشاهده و بررسي آن، به طرح سؤالات ديگري مي‌پردازيم: • آيا جهان هستي واقعيت وجودي دارد؟
جواب به اين پرسش قطعاً مثبت است، زيرا ما وجود داريم و مي‌توانيم جهان هستي را مشاهده کنيم. • آيا جهان هستي، حقيقت وجودي نيز دارد؟
براي پاسخ به اين پرسش، به بررسي اجمالي و سريعي از ساختار جهان هستي- در حدي که تا کنون قابل مشاهده و بررسي بوده است- مي‌پردازيم. مي‌دانيم که جهان هستي از ماده و انرژي شکل گرفته است (در اصل فقط از انرژي- رجوع به جهان تک ساختاري).
در ابتدا بخش ماده را (که شامل اجرام سماوي است،) زير نظر گرفته و ساختمان آنها را مورد مطالعه قرار مي‌دهيم. اين اجرام از مولکول‌ها تشکيل شده و مولکول‌ها نيز از اتم‌ها تشکيل شده‌اند و اتم‌ها نيز به نوبه‌ي خود از ذرات بنيادي و ضد ذرات آنها شکل گرفته‌اند و اين سير تا منهاي بي‌نهايت در دل اتم ادامه دارد به طوري که ابتدايي براي آن نمي‌توان يافت. همان گونه که انتهايي نيز ندارد.
اکنون به مطالعه‌ي يک اتم به عنوان آجري از ساختمان خلقت مي‌پردازيم و براي بررسي دقيق‌تر، آن اتم را به اندازه‌ي يک زمين فوتبال در نظر مي‌گيريم؛ در اين صورت هسته اتم در مقايسه با اندازه اتم، مشابه با توپ فوتبال در مقايسه با اندازه زمين فوتبال خواهد بود (شکل4).


http://www.uploadfa.net/forblog/uploads/1335902150.jpg

شکل شماره 4


اينک به طرح سؤالاتي مي‌پردازيم:
• حجم و شکل اين کره‌ي عظيم، از کجا ناشي شده است؟
در جواب بايد بگوييم که اين حجم بر اثر حرکت الکترون‌ها ايجاد شده است، که به آن "ابر الکتروني" گفته مي‌شود.
• آيا وجود اين کره‌ي عظيم واقعيت وجودي دارد؟
جواب قطعاً مثبت است، زيرا اين کره حادث شده و واقعيت دارد، ولي... • آيا حقيقت وجودي نيز دارد؟
اگر در يک لحظه حرکت الکترون ها متوقف شود، اين حجم که ناشي از حرکت الکترون ها است، ناپديد گشته و از مقابل چشمان ما محو مي‌شود و تنها هسته‌ي آن (که به اندازه يک توپ فوتبال است) باقي مي‌ماند. پس نتيجه مي‌گيريم که اين حجم وجود خارجي نداشته و ناشي از حرکت بوده و در نتيجه مجازي است. حال با همين شيوه هسته‌ي اتم را بررسي مي‌کنيم. مي‌دانيم که هسته‌ي اتم از پروتون و نوترون تشکيل شده است؛ مطابق شکل (5) پروتون به دور محور خود چرخش نموده و نوترون نيز با سرعت بسيار زيادي در جهت عکس حرکت پروتون، هم به دور خود چرخيده و هم به دور پروتون چرخش مي‌نمايد. چرخش نوترون به دور پروتون، ديسکي را پديد آورده و حجمي مجازي را ايجاد مي‌کند.


http://www.uploadfa.net/forblog/uploads/1355501465.jpg

شکل شماره 5


حال در صورتي که حرکت پروتون و نوترون متوقف شود، اين حجم نيز ناپديد مي‌شود و از آن فقط ذرات بنيادي به جا خواهد ماند که حجمي به مراتب کمتر از حجم قبلي دارد. اگر به همين منوال به داخل ذرات هسته نفوذ کرده و حرکات آنها را نيز در سطوح مختلف متوقف نماييم، ملاحظه مي‌کنيم که حجم‌هاي حادث شده توسط آنها، يکي پس از ديگري محو شده و اثري از آنها باقي نمي‌ماند. به اين ترتيب به اين موضوع پي مي‌بريم که مجموعه‌اي از بي‌نهايت حرکات بنيادي، هسته‌ي اتم را شکل داده که اين اتم‌ها، مولکول را تشکيل داده و از مولکول‌ها، بخش مادي جهان هستي شکل گرفته است. لذا با اين توصيف مي‌توان گفت:
«جهان هستي از حرکت آفريده شده است» از نگاهي ديگر نيز مي‌توان به اين نتيجه رسيد. زيرا در فيزيک مدرن، "ماده" موج متراکم است و موج نيز خود حرکت تلقي مي‌شود؛ پس همه‌ي جهان هستي- چه از بُعد ماده نگاه شود و چه از بُعد انرژي- از موج ساخته شده و همان گونه که اشاره شد، موج نيز از "حرکت" به وجود آمده است. با شرح مختصر و ساده‌اي که گذشت، اينک مي‌توان به پرسش طرح شده‌ي قبلي، که "آيا جهان هستي حقيقت وجودي دارد يا خير؟"، پاسخ داد. در جواب مي‌توان گفت: با توجه به اين که جهان هستي از حرکت آفريده شده است، لذا جلوه‌هاي گوناگون آن نيز ناشي از حرکت مي‌باشد و همانطور که گفته شد هر جلوه‌اي که ناشي از حرکت باشد، مجازي است؛ در نتيجه جهان هستي نيز مجازي بوده و حقيقت وجودي ندارد.
به دنبال پي بردن به اين موضوع که جهان هستي از حرکت به وجود آمده است، سؤال ديگري را مطرح مي‌کنيم:
• چه عاملي، به بي‌نهايت حرکت موجود در جهان هستي جهت داده است به گونه‌اي که از ميان اين همه حرکت، سيستم کاملاً سازمند و هدفمندي تجلي پيدا نموده است؟
در پاسخ بايد گفت، تنها چيزي که مي‌تواند به بي‌نهايت حرکت موجود، جهتي هدفمند داده باشد، وجود عاملي هوشمند مي‌باشد که قادر است تشخيص بدهد که هر حرکتي در چه جهتي و به چه صورتي بايد انجام شود تا حاصل آن بتواند سيستمي هماهنگ، هدفمند و گويا باشد. بنابراين، ماده و انرژي و يا به عبارت ديگر ساختار جهان هستي، از هوشمندي و ‌يا شعور و آگاهي به وجود آمده است و از "آگاهي" همه چيز در عالم زندگي و هستي پيدا نموده است. لذا در اصل:
«جهان هستي از حرکت آفريده شده است»
نکته ديگر اينکه هر آن چه که موجود است، زنده است و زندگي مي‌کند. حتي يک اتم هم در سطح خود، زنده محسوب مي‌شود. ولي نوع زندگي موجودات مختلف با يکديگر تفاوت دارد.
اصل:
جهان هستي از حرکت آفريده شده است، از اين رو جلوه‌هاي گوناگون آن نيز ناشي از حركت بوده و چون هر جلوه‌اي كه ناشي از حركت باشد، مجازي است، در نتيجه جهان هستي نيز مجازي مي‌‌باشد. از آنجايي که هر حركتي نياز به محرك و عامل جهت‌دهنده اوليه دارد، لذا اين عامل، آگاهي و يا هوشمندي حاكم بر جهان هستي مي‌‌باشد كه آن را «شبكه‌ي شعور كيهاني» مي‌ناميم.
با توضيحات ارائه شده، مي‌توان گفت که در هر لحظه سه عنصر در جهان هستي موجود است: آگاهي، ماده و انرژي. بدون وجود آگاهي انسان قادر نيست از ماده و انرژي استفاده نمايد؛ يعني در صورتي که انسان ماده و انرژي را در اختيار داشته باشد، بدون داشتن آگاهي و اطلاعات، نمي‌تواند از آنها استفاده‌ي هدفمندي داشته باشد. بنابراين، در هر لحظه سه عنصر در جهان هستي وجود دارند که آنها را مي‌توان مطابق شکل زير نشان داد:


http://www.uploadfa.net/forblog/uploads/1329872118.jpg

« تبديل ماده و انرژي به آگاهي، خود بحث مفصل و پيچيده‌اي دارد که در فرصتي ديگر به آن ميپردازيم »
همانطور که گفته شد ساختار اصلي جهان هستي، آگاهي يا شعور مي‌باشد، که ماده و انرژي از آن به وجود آمده است.

شنبه, 24 ارديبهشت 1390 توسط hatamtv
يكشنبه, 18 ارديبهشت 1390 توسط hatamtv

ديوار

EP
EP,
سلام. آقای هاشمی احتمالاً شما در کلاسهای فرادرمانی شرکت کردید .نمی دانم تا چه سطحی پیش رفتید ولی یک سوال دارم: اگر ارتباط " آشتی با مرگ " را داشتید چه نتایجی بدست آوردید؟ ممنون
271 روز پيش
 

گفتگوی زنده

jNews Module


شرف شمس
خبرنامه


برای مشاهده بهتر این سایت از مرورگر قدرتمند فایرفکس استفاده کنید