|
نوشته شده توسط مدیر فنی سایت
|
|
جمعه ، 31 فروردين 1386 ، 10:40 |
|
ادراكات فراحسي به معني دريافت تحريكات ماورائي بوسيلة گيرندههايي غير از حواس پنجگانه ظاهري ميباشد. محركهاي حسي، مجموعهاي از محركهاي فيزيكي ميباشند كه گيرندههاي فيزيكي را در حواس پنجگانه ظاهري تحريك ميكند و منجر به بروز ادراكات حسي ميشوند.
محركهاي فراحسي مجموعهاي از محركهاي متافيزيكي هستند كه گيرندههاي متافيزيكي را در ابعاد غير فيزيكي انسان تحريك نموده، منجر به بروز ادراكات فراحسي ميشوند.
انسان از سه بخش جسم، روان و روح تشكيل شده است. جسم در دنياي فيزيكي زندگي ميكند و بوسيلة يك سري گيرندههايي ادراكات محيط فيزيكي را دريافت ميكند و با آن در ارتباط است. حواس پنجگانه (بينايي، شنوايي، بويايي، لامسه و چشايي) مسؤول ارتباط با محيط طبيعي ميباشند. هر يك از اين حواس در محدودة خاصي قدرت عمل دارند و در طيف بالاتر يا پايينتر از اين محدودة مشخص قادر به فعاليت نميباشند. براي مثال فقط انواري براي چشم انسان قابل رؤيت است كه در محدودة طيف مرئي رنگها (قرمز تا بنفش) باشد، يعني امواج مادون قرمز و فرابنفش براي انسان قابل رؤيت نميباشد. در واقع چشم فقط نوري را ميبيند كه طول موج و فركانس آن با قدرت گيرندههاي چشم تطابق داشته باشد. در شنوايي نيز گوش انسان يك ارتعاش مشخص و محدود را دريافت ميكند و اگر ارتعاش صوت كمتر يا بيشتر از حد معمول باشد دريافت نميشود. به عبارت ديگر گوش انسان اصوات بسيار بلند و بسيار كوتاه را نميشنود. اين در حالي است كه گيرندههاي فراحسي كه در ابعاد غيرفيزيكي وجود انسان قرار دارند، قادر به دريافت محركهاي خارج از اين محدودهها هستند.
در ادراكات فراحسي چند مقولة مهم شامل تلهپاتي، سايكومتري، آينده نگري، سايكوكنسيس و روشنبيني مورد توجه است. اين مقولات بخشي از تواناييهاي خارقالعادة تمام انسانها است، در اصل جزء توانهاي فردي هر شخص بوده، در همة افراد امكان توسعه و پرورش آن وجود دارد. البته هر انسان آگاه بايد قبل از اقدام براي توسعة اين توانها، هدف خود را از اين كار مشخص و ترسيم نمايد. چرا كه هدايت اين نيروها در مسير الهي موجب قرب انسان به اللـه ميگردد و بهره گيري از آنها در امور مادي و غير الهي موجب دوري انسان از خداوند و رفتن به سمت گمراهي و تباهي ميشود. (ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هديتنا…)
برخي دانشمندان اعتقاد دارند كه چشم سوم محلي براي دريافت ادراكات فراحسي، الهام و اشراق و وسيلهاي براي ارتباط موجودات با يكديگر در جهان هستي ميباشد. از طريق آجنا ميتوان با عوالم و موجودات ماورائي و همچنين با وراي ابعاد مكاني و زماني ارتباط برقرار ساخت. حضرت امام باقر (عليهالسلام) ـ آن شكافندة علوم ـ دربارة آيه“و كذلك نري ابراهيم …” ميفرمايند:«به چشم او (حضرت ابراهيم عليهالسلام) چنان نيرويي داده شد كه در آسمانها نفوذ كرد و آنچه را در آنهاست مشاهده كرد و عرش و آنچه را بالاي عرش است و زمين و آنچه را زير زمين است ديد.»
تمركز بر آجنا باعث توسعة آگاهي و دست يافتن به قدرتهاي رواني و فرارواني ميشود. نبايد فراموش كرد كه صرف دست يافتن به اين نيروها كرامت محسوب نميشود، بلكه كرامت آن است كه انسان اين تواناييها را با نور ايمان مزين نمايد و در صدف ايمان محافظت كند، كه ايمان نيز علاوه بر حفظ آن باعث تقويت و توسعة آن ميشود. مولي الموحدين حضرت علي (عليهالسلام) ميفرمايند:«همانا تقواي خدا داروي درد قلبهاي شماست و بينا كنندة كوري دلهايتان…» انديشيدن، تفكر، سكوت، تنهايي، گريستن و تقوا از جمله عوامل مؤثر بر گشودن چشم دل است. مبين آن اينكه حضرت امام صادق (عليهالسلام) ميفرمايند:«روشنايي دل را جستم و آن را در انديشيدن و گريستن يافتم …) و حضرت علي (عليهالسلام) ميفرمايند:«بسيار خموشي گزين تا انديشهات بارور شود و دلت روشنايي گيرد …» البته تكنيكهايي نيز جهت گشودن چشم سوم در مكاتب اسرار آمده است كه دور از واقعيت نيست ولي قرار گرفتن در مسير معنوي و الهي از اين طريق جاي تأمل دارد.
مقولاتي كه ذكر شد تنها بخش اندكي از توانائيهاي خارقالعادة انسان است، آيا اينگونه مسائل انسان را به سوي تفكر هدايت نميكند؟ تابيشتر درمورد خويش و خالق خويش بينديشد؟ انسان را از آن جهت انسان ناميدهاندكه دچار نسيان و فراموشي شده، عهد خود را با خداي تبارك و تعالي فراموش ميكند. به راستي چه وقت انسان ميخواهد دست از نسيان بردارد و چشم خويش را برآنهمه شگفتيهاي جهان هستي كه خود نيز جزئي از آن است بگشايد؟ كي وقت آن خواهد رسيد كه ذكر جايگزين نسيان شود؟
مآخذ: کتاب رخنه در اسرارمتافیزیک، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید
Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, Penetration in Metaphysical Mysteries, Navid publications, 1380
|