| پرورش نیروهای درون |
|
|
|
| نوشته شده توسط مدیر فنی سایت | |
| پنجشنبه ، 30 فروردين 1386 ، 09:04 | |
|
هدف از خلقت انسان عبادت و شناخت رب عظيم ميباشد. از بزرگترين مشكلات و موانع انسانِ آگاه در رسيدن به اين هدف مهم، كمبود وقت است، چرا كه مدت حضور بشر در اين كره خاكي بسيار اندك است.
با يك محاسبه ساده مشخص ميشود كه بخش اعظم وقت در شبانه روز با خوردن، خوابيدن، صحبت كردن و همنشيني با سايرين تلف ميگردد. لذا حداقل سود ترك و يا كاهش عوامل مذكور، داشتن فرصت كافي براي پرداختن به امور معنوي و روحاني ميباشد. از بزرگان دين در اين باب سخنان ارزشمندي بجا مانده است كه چراغ هدايتِ شيفتگان و پيروان ميباشد. اميـد آنـكه ما نيز در روشنايي آن به هـدف و مقصود برسيم. (انشااللـه)حضرت امام صادق (عليهالسلام) ـ آن بحر علوم و معارف الهي و آسماني ـ ميفرمايند: «مؤمن را راحتي و آسايش حقيقي نباشد، جز در لقاي خداوند متعال. ولي آسايش دنيا در چهار چيز است: خاموشي و سكوت كه بوسيله آن حال قلب و نفس خويش و آنچه ميان تو و خالق خويش ميگذرد، بشناسي، عزلتي كه به اين وسيله از آفات ظاهري و باطني زمان نجات بيابي، گرسنگياي كه شهوات و وسواس را به واسطهاش بميراني و شب بيدارياي كه قلبت را بدان نوراني كني و طبعت را صفا و روحت را پالايش دهي.» در آثار بيشتر عرفا نيز از اين چهار مقوله ياد شده است. شيخ اكبر محييالدين ابن عبداللـه حاتم طائي اندلسي مشهور به ابن عربي از عرفاي سوخته و كار آزموده و تيز بين ميباشد. آراء ابن عربي سالهاست كه در ميان عرفا، متفكران و محققان جهان اسلام مورد توجه بوده و ميباشد. در كتاب“رسائل ابن عربي”ـ رسالة اول تحت عنوان“حليه الابدال”ـ فصول اول تا چهارم در باب خاموشي، عزلت، گرسنگي و بيخوابي سخن به ميان آمده است. در مقدمة اين فصول ابن عربي از قول عبدالمجيدبنسلمه و او نيز از قول معاذبن اشرس (كه خود ازجمله ابدال است) اين چهار عامل را سبب ابدال شدن ميداند. تشريح اين چهار مقوله طي چهار فصل از رسالة اول توسط ابن عربي بيانگر اهميت آن از ديدگاه اين عارف بزرگ ميباشد. عارف كامل آيتاللـه ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي (قدسسره) در كتاب ارزشمند“المراقبات”چنين نقل ميكند: «در حديث معراج است كه خداوند فرمود: يا احمد (صلياللـهعليهوآلهوسلم) آيا ميداني كه ميراث روزه چيست؟ عرض كرد: نه؟ فرمود: ميراث روزه كم خوراكي و كمگويي است، پس فرمود: سكوت موروث حكمت ميشود و حكمت موروث معرفت و معرفت موروث يقين است و چون بنده به مرتبة يقين برسد باكي ندارد كه چگونه بر او ميگذرد! به سختي يا به آساني؟ براي او متفاوت نيست و اين مقام صاحبان“رضا” است و هر كس به رضاي من عمل كند سه خصلت ملازم حال او خواهد بود: شكري كه آلوده به جهل و ناداني نباشد و ذكري كه فراموشي در آن راه نيابد و دوستي كه محبت مخلوقات را بر محبت من ترجيح نميدارد و چون مرا دوست داشت من هم او را دوست خواهم داشت و خلق خودم را به محبت او خواهم گماشت و چشم و دل او را به جلال و عظمت خود گشاده خواهم ساخت و از او علم خاصه خلق را مخفي نخواهم داشت و در تاريكيهاي شب و روشنايي روز با او مناجات خواهم نمود تا اينكه گفتار او با ساير خلق منقطع گردد و مجالست او با آنها بريده شود و سخن خودم و كلام فرشتگانم را به گوش او ميرسانم ميشنوانم و راز خودم را كه از خلق خودم پنهان داشتهام بر او فاش ميسازم تا آنجا كه فرمود: البته عقل او را غرق در معرفت خود خواهم ساخت و خود در مقام عقل او جا خواهم گرفت.…» خاموشي و كمگفتن، عزلت و دوري از خلق، بيخوابي و كمخوابي، نخوردن و كمخوردن از جمله عوامل مهم در پرورش و هدايت نيروهاي دروني ميباشد. در احوال و آثار اكثر دانشمندان متافيزيك و بزرگان مكاتب اسرار به كرات به اين موضوعات برميخوريم. عرفا در اين باب تمثيل زيبايي دارند و انسان را به يك زنداني تشبيه ميكنند كه از وضعيت نامناسب زندان آگاه و ناراضي است، همچنين از شرايط مناسب بيرون از زندان و محاسن آزادي و رهايي اطلاع داشته و آرزوي آزادي دارد. اين شخص نسبت به اين وضع موجود معترض بوده، با نخوردن، نخوابيدن، سكوت و عزلت اعتراض خود را نشان ميدهد. در اين صورت ممكن است مسئولين براي او تسهيلاتي در نظر گيرند، مثلاً گاهي به او اجازه بيرون آمدن و سير در محيط بيرون (عالم بالا) بدهند. ولي قاعدتاً اين زنداني بايد براي آزادي كامل تا پايان مهلت مقرر صبر نمايد، كه آن موعد مقرر براي آزادي روح از زندان جسم، مرگ است. خاموشي:
خاموشي گام نخست عبادت، نشانة هوشمندي، راهنماي آدمي به خير و خوبي، ماية رضايت خداوند عزوجل و شيوه اهل تحقيق است. سكوت عامل روشني انديشه، نورانيت دل، گشودن درهاي حكمت و موجب طرد شيطان ميباشد. بزرگان خاموشي را، صفتي زيبا و بلند مرتبه دانستهاند و معتقدند كه، محبت، پاكي، هيبت و آسايش دنيا به دنبال خاموشي حاصل ميشود. در كلام معصومين (عليهمالسلام) از سكوت به عنوان ياور دين، نشانه ايمان و نور ياد شده است. حضرت امام صادق (عليهالسلام)، خاموشي را سبب رياضت نفس، شيريني عبادت، زدودن قساوت قلب و موجب عفاف، جوانمردي و زيركي دانستهاند. همچنين حضرت امام رضا (عليهالسلام) ميفرمايند:« حلم و بردباري و علم و سكوت از نشانههاي فهم و فراست آدمي است.» مولوي شاعر و عارف نامدار، خاموشي را به “دريا” و سخن گفتن را به “جوي آب” تشبيه ميكند. اين همه اوصاف در مورد خاموشي از آن جهت است كه وقتي زبان از سخن گفتن با خلق بازماند، به سخن گفتن با حق بپردازد و به ذكر او مشغول گردد. خاموشي را به دو نوع“خاموشي زبان” و “خا موشي ذهن” تقسيم ميكنند. نوع اول مربوط به عوام و نوع دوم مربوط به خواص است. بر عموم مردم لازم است كه زبان از گفتن باز دارند و به ذكر حق تعالي مشغول شوند، بر خواص لازم است كه علاوه بر زبان، ذهن را نيز از پرداختن به غير خدا باز دارند و آن را با ياد خدا پر كنند. عزلت:
تنهايي و عزلت كليد پيوستن به حضرت ودود و عبادت او ميباشد. اين صفت نيك، از گنجينههاي پرسود، شيوه صالحان و برترين خصلت زيركان است. گوشهگيري از خلق سرچشمه صلاح و پاكي و عامل جلوگيري از گناهان (غيبت، دروغ، حسادت، ريا، تملق) است. سالم ماندن دين، سالم ماندن از شر مردم و سالم ماندن مردم از شر ما از جمله محاسن ديگر عزلت ميباشد. به دنبال تنهايي توفيق اجباري جهت سكوت به زبان حاصل ميگردد و زمينه را براي باز شدن زبان به ذكر خدا فراهم ميكند. تنهايي نوعي رياضت نفس است كه انسان را به مقام والاي بندگي نزديك ميكند. شخصِ تنها، فرصت مييابد تا در عظمت حضرت حق، نعمات و رحمات او، ذلت و معاصي خود تفكر و تعمق نمايد، كه اين خود ثمرات ارزشمندي به دنبال خواهد داشت، و شايد به دنبال آن راهي به بارگاه ملكوتي پروردگار عظيم باز شود. مولاي متقيان حضرت علي (عليهالسلام) ميفرمايند: «پيوستن به خدا در بريدن از مردم است.» همچنين هنگامي كه از حضرت امام صادق (عليهالسلام) درباره علت خلوت گزيني ايشان سؤال شد فرمودند: «اگر حلاوت تنهايي را ميچشيدي از خودت هم ميگريختي.» براستي چه گوهر گرانبهايي در صدف تنهايي نهفته است كه بيخبران را از آن اطلاعي نيست؟! بيخوابي:
نخوابيدن و شب بيداري مقدمه زنده كردن دل است، دلي كه زنده باشد، فكر و ذكرش خداي جليل خواهد بود. تعبد و تفكر شبانه بسيار ارزشمند است و بهتر به جبروت حضرت دوست راه مييابد. نخوابيدن و نخوردن با هم در ارتباطاند، چرا كه وقتي شكم پر شود، خواب به سراغ انسان ميآيد، و وقتي شكم خالي باشد، خواب از انسان دور ميشود. سكوت و عزلت نيز با هم ارتباط دارند، شخص تنها، ناخودآگاه خاموش خواهد بود و شخص خاموش تنها خواهد شد. بيخوابي بر دو گونه است، اول بيخوابي به چشم كه فقط چشمان باز و جسم بيدار است، دوم بيخوابي به دل كه علاوه بر بيداري چشم، دل نيز بيدار و معطوف و متوجه به سمت ملكوت حق تعالي ميباشد. در كتاب زيباي“حكايت شمس” از خواب به عنوان زنجير پاي مردان راه خدا ياد شده است، و اگر روندة طريق الي اللـه بخواهد به سر منزل مقصود برسد بايد اين زنجير را از پاي خود باز نمايد. باب شهر علم الهي حضرت علي (عليهالسلام) مي فرمايند: «هر گاه خداوند بخواهد بندة خود را اصلاح گرداند سه چيز نصيب او كند، كمگويي، كمخوري و كمخوابي.» كمخوردن:
«كمخوردن در تمام حالات و در نزد همه اقوام پسنديده است» و براي آن فوايد بيشماري آمده است، گرسنگي عامل تقرب به عالم فرشتگان است. فرشتگان خواب و خوراك ندارند و انسان اگر بخواهد همانند آنها شده، به آنها نزديك شود، بايد از خواب و خوراك خود بكاهد. حضرت رسول اكرم (صلياللـهعليهوآلهوسلم) ـ آن باني نزول نعمت اسلام از آسمان به زمين ـ ميفرمايند: «هركه زياد تسبيح و تمجيد حق كند و كمخورد و كمنوشد و كمخوابد، فرشتگان مشتاق او شوند.» كمخوردن سبب گراميتر شدن نفس، زلالي و سلامتي انديشه، مصفا شدن دل و تبلور نور حكمت در درون ميشود. تقويت پاكدامني، پايدار شدن تندرستي و كمشدن دردها از جمله محاسن ديگر كمخوردن است. گرسنگي عامل رفع خواب و سبب دوام بيداري است و باعث كاهش شدت شهوات ميگردد. عارف الهي حضرت آيتاللـه ميرزا جواد آقاملكي تبريزي، گرسنگي را از نزديكترين اسباب براي رسيدن به بهترين و بالاترين نعمتها (نعمت معرفت، قرب و لقاء) ميداند، همچنين ميفرمايند: «گرسنگي را براي سالك فوايدي است در تكميل نفس و معرفت پروردگار كه از شمار بيرون است.» انسانها در طول شبانه روز، اوقات زيادي را صرف تهيه، طبخ و مصرف غذا و تبعات ناشي از آن ميكنند، لذا كمخوردن باعث صرفهجويي در وقت ميشود، انسانِ آگاه اين اوقات مازاد را در عبادت حق سپري ميكند. كاهش مصرف مواد غذايي باعث افزايش توان مالي بمنظور كمك به ديگران و اطعام مساكين و نيازمندان ميگردد. پر خوري سبب تباهي جان و بدن، سختي، بيماري و مردن دل، نابودي پارسائي و معرفت و دوري از خدا ميشود. خواب زياد، خوابهاي پريشان و تحريك شهوات از عوارض ديگر پر خوري است. افراد پرخور و شكم پرست، توفيق ورود به ملكوت آسمانها را پيدا نميكنند. پيامبر گرامي اسلام كه درود خداوند بر او و خاندانش باد ميفرمايند: « نور حكمت، گرسنگي است و دور شدن از خدا، سيري. سير نباشيد كه نور معرفت در دلهايتان ميفسرد.» گرسنگي بر دو نوع «اختياري» و «اضطراري» تقسيم ميشود. نوع اضطراري به اقتضاي شرايط مكاني و يا زماني و خارج از كنترل شخص حادث ميشود و خالي از فايده نميباشد. نوع اختياري كه شخص با ميل و اراده خود در پيش ميگيرد، بسيار مفيد و مثمر ثمر است. نكتة مهم آنكه نبايد در گرسنگي افراط شود و همواره بايد اعتدال رعايت گردد. افراط در نخوردن باعث زايل شدن عقل و فساد بدن ميشود. مآخذ: کتاب رخنه در اسرارمتافیزیک، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, Penetration in Metaphysical Mysteries, Navid publications, 1380
|
صفحه اصلی
شبکه اجتماعی
بخش مقالات
درباره ما


لطفا صبر کنید...