|
نوشته شده توسط مدیر فنی سایت
|
|
پنجشنبه ، 30 فروردين 1386 ، 17:42 |
|
اشخاصي كه چشم سوم فعال، باز، متعادل و هماهنگ داشته باشند، از تمامي «عملكردها، فعاليتها و وظايف» چشم سوم كه در بحثهاي قبلي ذكر شد بهرهمند خواهند گرديد.
اين اشخاص همچنين داراي تجسم خلاق و قوهي تصور بسيار شگرف خواهند بود. چنين كساني ممكن است به چيزهايي دسترسي داشته باشند كه ساير مردم ندارند، يا قادر به ديدن رؤياهايي صادقانه يا پديدههايي از اين دست باشند. اشخاصي كه با چاكراي ششم، هماهنگ هستند جذاب و گيرا بوده، ميتوانند در طول زندگي خود تجربيات جالبي در سطوح مختلف داشته باشند. چنين افرادي آماده، مشتاق و قادر به دريافت رهنمودها، تجربهي شعور كيهاني، تله پاتي و سفر اختري هستند.
اختلالات چشم سوم به صورتهاي انسداد، كاهش فعاليت، افزايش فعاليت، عدم تعادل و ... بروز مينمايد. هر يك از اين اختلالات داراي عوارض و عواقب فيزيكي و متافيزيكي ميباشد، كه در ساختار و عملكرد جسم، روان و روح، خود را نشان ميدهد.
نشانههاي فيزيكي عدم تعادل چاكراي آجنا ميتواند شامل سكته يا تومورهاي مغزي، نابينايي، ناشنوايي، ضايعات نخاعي، اختلالات عصبي، تشنج و اشكال در يادگيري باشد.
وقتي چشم سوم دچار كاهش فعاليت و عدم تعادل باشد ممكن است فرد دچار فراموشي و يا وسواس مرضي شود، اين شخص همچنين ممكن است به شدت خرافاتي شود، دچار حسادت شديد دربارهي ديگران و تواناييهايشان شود، بهطور كلي دربارهي همه چيز از جمله خود و تواناييهاي خود مشكوك و بدبين گردد. چنين كسي در نظر ديگران بيجرأت، بينظم و بيش از حد حساس به نظر ميرسد.
از سوي ديگر هر گاه آجنا، فعاليت بيش از حد داشته باشد، شخص ناشكيبا، مضطرب و بسيار حساس ميشود. حتي ممكن است گاهي به نظر برسد كه چنين افرادي در دنياي ديگري به سر ميبرند و به محيط اطراف خود توجهي ندارند. ساير خصوصيات اين افراد عبارت است از: خودپسندي، غرور، دغلكاري، تعصب، سلطهجويي، بيعاطفگي، خباثت، تنگ نظري، رفتار ناخوشايند و بيادبانه، بد اخلاقي و تلخي و تحقير ديگران.
وقتي چاكراي ششم دچار انسداد ميشود، شخص ممكن است دچار كابوسهاي شبانه و سردردهاي مداوم، ضعف بينايي، عدم تمركز و حتي گاهي حملههاي ميگرن شود. اندوه و سوگواري يا مشكلات شخصي ميتواند علت انسداد اين چاكرا باشد. تحريك بيش از حد آجنا باعث ايجاد هرج و مرج، خرابكاري به جاي كمك و انحصار طلبي ميشود. تحريك كمتر از حد آن باعث ايجاد بيثباتي، بُزدلي و درماندگي ميگردد. كنارهگيري از زندگي، شانه خالي كردن از زير بار مسؤوليت، فراموشي، بيدقتي، تحمل ناپذيري، پرمدعايي و فخرفروشي، از جمله نشانههاي تحريك كم چاكراي ششم ميباشد.
هر چاكرا در حالت طبيعي در جهت عقربههاي ساعت در حال چرخش است، اگر قسمت جلويي آجنا عكس حالت طبيعي بچرخد، باعث ايجاد تعبيرات مغشوش ذهني يا برداشتهاي غيرحقيقي در مورد واقعيتها ميشود. چرخش سريع آجنا بر خلاف عقربههاي ساعت، قابليت آفرينش افكار قدرتمند منفي را به دنبال خواهد داشت. در صورتي كه اين قدرت با قدرت قسمت پشتي آجنا همراه گردد، ميتواند باعث ايجاد فاجعه در زندگي انسان شود. به ياد داشته باشيد كه قدرت چشم سوم مانند آتش است؛ آتش زماني داراي ارزش است كه كنترل و مهار شده باشد.
ضعيف يا راكد بودن جريان انرژي در آجنا سبب متوقف شدن قدرت خلاقيت ميگردد. بسته بودن قسمت پشتي آجنا باعث شكست در اجراي طرحها و برنامهها شده، يا حداقل اجراي آنها را به تأخير مياندازد. اين گونه افراد براي به ثمر نشاندن طرحهايشان بايد تلاش فراواني در مدت طولاني داشته باشند.
ريشهي برخي از ترسهاي وجود ما، به اشكالات موجود در چاكراي آجنا برميگردد، از جمله ترس از حقيقت، ترس از قضاوت واقع گرايانه و منطقي، ترس از اعتماد به مشورت با ديگران، ترس از انضباط و ترس از بُعد تاريك خويش. عدم تمايل به درون نگري و حفاري درون و تخليهي ترسهاي دروني نيز به چشم سوم مربوط است.
مآخذ: کتاب متافیزیک و چشم سوم، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید
Reference: Dr Motaleb Barazandeh, Metaphysics and Ajna, Navid publications, 1383
|