|
نوشته شده توسط مدیر فنی سایت
|
|
پنجشنبه ، 30 فروردين 1386 ، 17:04 |
|
چشم سوم مهمترين گيرنده در كالبد اثيري است و كاربردهاي فراوان دارد. اهميت و كاربردهاي آجنا در كالبد دوم مانند اهميت و كاربردهاي چشم فيزيكي در كالبد اول است.
90% ادراكات فيزيكي از طريق چشم فيزيكي به كالبد فيزيكي منتقل ميشود، و فقط 10% ادراكات از طريق چهار حس ديگر دريافت ميشود. پس اگر بينايي تعطيل شود، 90% ارتباط شخص با محيط نيز تعطيل ميگردد. به همين ترتيب بخش اعظم ارتباط انسان با عوالم ماوراء، موجودات ماوراء و پديدههاي ماورائي از طريق چشم سوم است، هر چند كه انسان علاوه بر بيناييِ باطني داراي گيرندههاي ماورائي ديگري نيز ميباشد، ولي اهميت گيرندههاي ديگر از چشم سوم كمتر است. حضرت علي عليهالسلام ميفرمايند: «هرگاه ديدة بصيرت كور باشد نگاه چشم سودي ندارد.» (ترجمه ميزان الحكمه، ح1730) همچنين پيامبر گرامي اسلام ـ كه سلام و صلوات بر او و خاندانش باد ـ ميفرمايند: «كور آن نيست كه چشمش نابينا باشد، بلكه كور آن است كه ديدة بصيرتش كور باشد.» (ترجمه ميزان الحكمه، ح1735)
حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي در تفسير نمونه مينويسند: «در حقيقت آنها كه چشم ظاهر خويش را از دست ميدهند، كور و نابينا نيستند و گاه روشندلاني هستند از همه آگاهتر، نابينايان واقعي كساني هستند كه چشم قلبشان كور شده و حقيقت را درك نميكنند.» ايشان همچنين از پيامبر گرامي اسلام نقل قول ميكنند كه فرمودهاند: «بدترين نابينايي، نابينايي دل است.» ويا فرمودهاند كه: «نابيناييترينِ نابيناييها، نابينايي دل است.» (تفسير نمونه، ج14، ص130)
علامه سيد محمد حسين طباطبايي ـ رحمه الله تعالي عليه ـ در تفسير شريف الميزان فرمودهاند: «حقيقت كوري همانا كوري قلب است نه كوري چشم، چون كسي كه از چشم كور ميشود باز مقداري از منافع فوت شدهي خود را با عصا يا عصاكش تامين ميكند، و اما كسي كه دلش كور شد، ديگر بهجاي چشم دل چيزي ندارد كه منافع فوت شده را تدارك نموده، خاطر را با آن تسليت دهد.» (ترجمه الميزان، ج14، ص549) ايشان همچنين در جاي ديگري از الميزان مينويسند: «مراد از كوري آخرت كوري چشم نيست، بلكه نداشتن بصيرت و ديده باطني است، و همچنين مقصود از كوري دنيا هم همين است.» (ترجمه الميزان، ج13، ص232)
مآخذ: کتاب متافیزیک و چشم سوم، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید
Reference: Dr Motaleb Barazandeh, Metaphysics and Ajna, Navid publications, 1383
|