|
نوشته شده توسط مدیر فنی سایت
|
|
پنجشنبه ، 30 فروردين 1386 ، 13:28 |
|
در جهان هيچ چيز غيرطبيعي وجود ندارد، مگر درك محدود ما از طبيعت. آنچه فكر ميكنيم ميدانيم، تنها قطرهاي ناچيز از اقيانوس دانش است.
در گذشتههاي دور، مردم به آنچه برايشان قابل توصيف نبود احترام ميگذاشتند و آنها را معجزه ميناميدند. مدتها قبل، مردم ميتوانستند هاله را ببينند. انسانهاي بسيار مقدس مانند بودا، مسيح و شاگردان بلافصل آنها با هالههايي طلايي در اطراف سرهايشان نقاشي ميشدند، زيرا بعضي از هنرمندان عملاً قادر به ديدن هالهها بودند. در استراليا (كيمبرلي غربي) ميتوانيد در غارها نقاشيهاي ما قبل تاريخي با قدمت هزاران سال پيش پيدا كنيد، كه انسانها را با هالههايي طلايي تصوير كردهاند.
طبيعت، همهي آن چيزي را كه ما براي ديدن هاله نياز داريم، به ما داده است. همهي آنچه نياز داريم، اين است كه بدانيم چگونه از حواس و آگاهي خود استفاده كنيم. اگر تلاش نكنيد، هرگز قادر به ديدن هاله نخواهيد شد. وقتي خودتان چيزي را ميبينيد، ديگر لازم نيست چشم بسته به ديگري اطمينان كنيد. شما خواهيد دانست، و دانشتان را براي يادگيري بيشتر بكار خواهيد برد. بسياري از انسانهاي بزرگ، از اين موضوع گله داشتهاند كه: ما چشم داريم، اما نميبينيم. بعداً در اين متن به منظور آنها پي خواهيد برد.
هر كس تا حدي توانايي ديدن هاله را دارد. به جاي قرار دادن اين توانايي در هالهاي از رمز و راز، تلاش ما در اين جهت است كه به همه نشان دهيم كه چشمهايشان قادر به چه كارهايي هستند. از آنجا كه همه از جمله كودكان، هاله را به يك گونه ميبينند، ما معتقديم، كه اين توانايي بخشي از طبيعت ما است، و ارزش توجه ما را دارد.
رنگها و قدرت هاله، مخصوصاً در اطراف سر معاني خيلي مهمي در بر دارند. شما ميتوانيد با مشاهدهي هالهي يك شخص، عملاً افكار او را قبل از آنكه به زبان بياورد ببينيد، و اگر آنچه ميبينيد با سخنان او هماهنگي نداشته باشد، شما دروغ را نيز به روشني مشاهده ميكنيد. هيچكس نميتواند در حضور شما دروغ بگويد، بدون آنكه دروغش آشكار شود. هاله را نميتوان با دروغ و ظاهرسازي تغيير داد. هاله، سرشت و افكار واقعي ما را براي همه آشكار ميكند.
هاله، امضاي معنوي ما است. وقتي شما شخصي را با يك هالة پاك و درخشان ميبينيد، ميتوانيد مطمئن باشيد كه او شخصي خوب و داراي روحي والاست، حتي اگر خود او فردي فروتن باشد يا از خصوصيات خود آگاهي نداشته باشد. هنگامي كه شخصي را با هالهاي خاكستري يا سياه ميبينيد ميتوانيد مطمئن باشيد كه او فردي با افكار ناپاك است، هر چند كه ظاهراً جذاب، خوش سخن، فرهيخته، خوش ظاهر يا خوش لباس به نظر برسد. مخصوصاً بسيار مهم است كه هالة هر استاد معنوي، پير يا مرشد را بررسي كنيد. چنين شخصي بايد هالهاي درخشان به رنگ زرد طلايي در اطراف سرخود داشته باشد. در غير اينصورت بهتر است شما از پيروي او دست برداريد و به راه خود برويد.
پيوستن به فرقه يا گروهي كه توسط افراد بيصلاحيت با هالههايي نا مطلوب رهبري ميشود، براي آگاهي شما بسيار خطرناك است. خطر كجاست؟ اگر زندگي خود را صرف پيروي از عقايد و آداب چنين گروههايي كنيد، هنگامي كه نوبت به استفادة واقعي از اطلاعاتي كه در اين دوران در آگاهي خود ذخيره كردهايد ميرسد، ممكن است تقريباً هيچ چيز مفيدي در ذهنتان وجود نداشته باشد. در چنين موقعيتي لازم است كه همه چيز را از اول دوباره بياموزيد. اكثر رؤساي فرقهاي و سياسي تنها به دو چيز فكر ميكنند: پول و قدرت براي كنترل مردم و شما ميتوانيد خودتان اين را در هالة آنها ببينيد؛ تصور كنيد كه اگر بسياري از مردم بتوانند هالههاي رؤساي خود را ببينند و شروع به انتخاب آنها بر اساس هالههايشان كنند، زمين چه تغييري خواهد كرد!
با بررسي هاله ميتوان اختلالات عملكرد بدن (بيماريها) را خيلي قبل از بروز علائم فيزيكي تشخيص داد. با كنترل آگاهانهي هالهي خود، عملاً ميتوانيد خود را شفا دهيد.
به هر حال بهبود جسم فيزيكي، در مقايسه با آنچه ديدن و مطالعهي هالهها ميتواند در جهت ارتقاي آگاهي، تكامل معنوي و افزايش دانستههاي ما از طبيعت انجام دهد، هيچ است.
هركس هالهاي دارد، اما اكثر مردم روي زمين هالههايي بسيار ضعيف و كدر دارند. اين، پيامد مستقيم نگرش مادي گرايانهي آنها در طول زندگي است، كه مانع تكامل آگاهي ميشود و احساسات منفي از قبيل ترس، رشك و حسد را پرورش ميدهد. اين طرز نگرش، طبيعت واقعي انسانها را سركوب ميكند و به اين ترتيب هالهي آنها هم سركوب ميشود.
وقتي ديدن هاله را ياد ميگيريد، خود را براي يك پرسش خيلي سخت آماده كنيد: «ميتواني به من بگويي هالهي من چگونه است؟»، و همچنين موقعيت دشواري كه شما هيچ هالهاي نميبينيد يا چيزي ميبينيد كه نميخواهيد درباره آن صحبت كنيد. يكي از بهترين پاسخهايي كه ما پيدا كردهام اين است: «چرا خودتان ديدن هاله را ياد نميگيريد؟» و اين يكي از مهمترين علتهايي است كه ما مشاهدهي هاله را به مردم ياد ميدهيم.
اگر مردم بدانند كه هالهشان در معرض ديد است و افراد بسياري ميتوانند آن را ببينند، مواظب افكارشان خواهند بود و سعي خواهند كرد، هالهي خود را ببينند و اصلاح كنند. بر اثر اين تلاش آنها بهتر و خردمندتر خواهند شد و خواهند توانست افكار و اهداف سايرين را دريابند. اگر همهي مردم بتوانند هالهها را ببينند و تفسير كنند، دنيا حتماً بسيار بهتر از آنچه هست، خواهد شد.
مآخذ: کتاب دانشکده متافیزیک کی آرا، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر
Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, Chiara College of Metaphysics, Kushamehr publications, 1381
|