|
نوشته شده توسط مدیر فنی سایت
|
|
پنجشنبه ، 30 فروردين 1386 ، 11:58 |
|
انسان چيزي بيشتر از تودهاي عصب، ماهيچه، استخوان و خون است. در بدن ما مراكز نامريي انرژي و مجاري متافيزيكي انرژي وجود دارند، كه به ترتيب «چاكرا» و «نادي» گفته ميشوند.
ناديها ساختارهايي در بُعد ماورايي انسان ميباشند كه در حد واسط چاكراها و سيستم عصبي قرار گرفتهاند. بدين معني كه انرژيهاي ماورايي ورودي به چاكراها، توسط ناديها به گونهاي تغيير و تبديل مييابد، تا بتواند به سيستم عصبي منتقل شود. در واقع ناديها با تغيير طول موج و فركانسِ انرژيهاي مذكور، آنها را به بُعد فيزيكي نزديك ميكنند، تا سيستم عصبي بتواند آنها را دريافت كند. به اعتقاد برخي از متافيزيسينها در بدن انسان هفتاد و دو هزار نادي وجود دارد كه چهاردهتاي آنها اصلي هستند.
مهمترين ناديهاي بدن انسان، سه نادي «آيدا»، «پينگالا» و «ساشومنا» هستند. اين سه نادي از انتهاي ستون فقرات تا ساقه مغز امتداد دارند. ساشومنا در مركز ستون فقرات مستقيماً به طرف بالا امتداد دارد. اين نادي بر كانال مركزي نخاع منطبق است. آيدا و پينگالا در اطراف نخاع در جهتهاي مخالف با هم تقاطع دارند و به همين حالت در هم تنيده شده، تا بـالاترين قسمت ستون فقرات ادامـه مييابند. در نقـاط تقاطع آيدا و پينگالا چـاكراهاي اصلي قرار دارند. همهي سيستمهـاي روحي داراي جنبههاي فيزيكي در جسم ما هستند، اين ناديها معادلهاي روحي سيستمهاي عصبي سمپاتيك و پاراسمپاتيك ميباشند. اين اعصاب فعاليتهاي غيرارادي كالبد فيزيكي مانند ضربان قلب، هضم غذا، ترشح غدد و حركات دودي را كنترل ميكند. بهطور كلي سيستم پاراسمپاتيك بر اين فعاليتها اثر بازدارنده دارد و متابوليسم را كُند ميكند. درحاليكه سيستم سمپاتيك بر اين فعاليتها اثر تحريكي داشته، سرعت آنها را بالا ميبرد. به عبارت بهتر سمپاتيك در شرايط غير طبيعي، در بحرانها و استرسها، بدن را براي مقابله با آن بحران آماده ميكند، در اين حالت وضعيت بدن به گونهاي تغيير ميكند، تا بتواند آن بحران را تحمل كند. بعد از برطرف شدن بحران پاراسمپاتيك بدن را به حالت عادي و معمولي برميگرداند. براي مثال در هنگام استرس با فعال شدن سمپاتيك ضربان قلب، سرعت تنفس، گردش خون و فعاليت سيستم عصبي افزايش مييابد. اما در همين حال فعاليت دستگاه گوارش از جمله حركات معده و روده و ترشح بزاق كاهش پيدا ميكند. نادي آيدا در ارتباط با سيستم عصبي پاراسمپاتيك عمل ميكند و عملكرد نادي پينگالا در ارتباط با سيستم عصبي سمپاتيك است.
اين سه نادي مهم از طريق سوراخهاي بيني با تنفس (دم و بازدم) در ارتباط هستند. هنگامي كه تنفس از طريق سوراخ سمت چپ بيني انجام ميگيرد، نادي آيدا فعال است، در اين حالت انسان براي كارهاي فكري و ذهني آمادگي دارد. وقتي نادي آيدا فعالتر است با كاهش سرعت متابوليسم، اثر سرد كننده بر بدن ميگذارد. هنگامي كه تنفس از طريق سوراخ سمت راست بيني انجام ميگيرد نادي پينگالا فعال است، در اين حالت انسان سرشار از نيروي فيزيكي است و براي فعاليت جسماني آمادگي دارد. در اين حالت با بالا رفتن متابوليسم، بر بدن اثر گرم كنندهاي اعمال ميشود. پس پينگالا با جنبهي فيزيكي و آيدا با جنبهي ذهني وجود انسان در ارتباط است. آيدا اثر خنك كننده و پينگالا اثر گرم كننده دارد.
خوابيدن به پهلوي راست سبب ميشود كه با تغيير تدريجي در وضعيت تنفس، مجراي سمت راست بيني تقريباً مسدود شده و تنفس از مجراي سمت چپ صورت گيرد. بدينترتيب با تنفس از مجراي چپ، نيروهاي ذهني و ماورايي انسان تحريك و فعال ميشود. خوابيدن به پهلوي چپ باعث شده كه مجراي سمت چپ تقريباً مسدود شده و تنفس از مجراي راست انجام شود، در اين حالت نيروهاي فيزيكي و جسمي انسان تحريك و فعال ميشود. به ياد بياوريد كه انسان داراي دو بخش فيزيكي و متافيزيكي است كه بخش ماورايي او بزرگتر و مهمتر است و نياز به توجه بيشتري دارد. پس خوابيدن به پهلوي راست با فعال كردن بخش ماورايي انسان ، فوايد و محاسن عديدهاي خواهد داشت. حتماً اطلاع داريد كه در دين مبين اسلام خوابيدن به پهلوي راست مستحب و خوابيدن به پهلوي چپ مكروه است. اين دستور ديني داراي اسرار فراواني است كه با يكي از موارد آن در بالا آشنا شديد. موارد مذكور در بالا از كشفيات مؤلف اين كتاب ميباشد كه در مرحلهي تئوري است.
در اكثر افراد يك چرخهي روزانهي فعاليت متناوب آيدا و پينگالا وجود دارد و هر چرخه بين يك تا چهار ساعت ادامه دارد. در افراد متعادل در طول شبانهروز جرياني برابر از هر دو برقرار است. تغييرات چرخهي روزانهي فعاليت متناوب آيدا و پينگالا به عملكرد جسمي، رواني و روحي مربوط است. در افراد بيمار يا دچار آشفتگيهاي ذهني اين سيستم به كلي فاقد تعادل است، در افراد عصبي و مضطرب سوراخ طرف راست بيني هميشه بازتر است، و در افراد به شدت افسرده در سوراخ طرف چپ بيني جريان هواي بيشتري برقرار است.
ارتباط بين تنفس، ذهن و كالبد روحي توسط پياز بويايي و سيستم ليمبيك در مغز كه با غدهي پينهآل در ارتباط است، برقرار ميشود. پياز بويايي كه ارگان مربوط به حس بويايي نيز است، حس ميكند كه در كدام سوراخ بيني جريان برقرار است و اين اطلاعات را به بقيهي مغز نيز منتقل ميكند. پياز بويايي، ارگان بسيار پيچيدهاي با هزاران ارتباط عصبي است كه با همهي قسمتهاي سيستم عصبي در ارتباط ميباشد و عصب شناسان هنوز نتوانستهاند كاربردي براي آنها بيابند. پياز بويايي داراي دو لُب است كه هر يك مستقيماً بالاي يكي از دو مجراي بيني قرار دارد.
مآخذ: کتاب متافیزیک و چشم سوم، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید
Reference: Dr Motaleb Barazandeh, Metaphysics and Ajna, Navid publications, 1383
|